یکی که دلت دوسش داره، عقلت نه...
یه نفر فارغ از دنیای دونفره ها...
یه نفر که حرف برای گفتن، زیاد داری باهاش
اما تا حالا نشده همنشینش بشی...
یه نفر، دور از تو و دنیای تو...!
بعد، دوس داری باهاش قدم بزنی
باهاش حرفاتو بزنی
از زندگیت بگی
از دغدغه هات
از دلتنگیات
از روزای دلگیر جمعه ت بگی براش...
وبعداز تموم شدن همه ی گفته ها و شنیده ها
یه قرار دیگه برای باهاش حرف زدن و ملاقاتش، بزاری...
یه نفر که ازت سیر نشه هیچوقت
هیچوفت باهات قهر نکنه
حرفاتو جوردیگه برداشت نکنه
باهات تفاهم داشته باشه، نه سوء تفاهم...
یه نفر، که دوست داری دوستت باشه
که باخودت میگی "ای کاش دوستم بود"
اونم دوست صمیمی ت...
کاش میشد بااین یه نفر، حرف زد
اونم روز جمعه
کاش...
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس