میشه به احساسشون در مورد خودمون پی ببریم
گاهی دست دادنا محکمو پر انرژیه
گاهی سرد و بی روح
طوریکه آدمو از دست دادن شدیدا پشیمون میکنه
گاهی نگاه ها، خیلی چیزا میگن
از عشق، از تنفر، از دوستی و دشمنی، از حسادت و...
بعضیام بگیر نگیر دارن
یه بار باهاشون دست میدی
دستتو ول نمیکنن
بعضی وقتام در حدی که فقط دستشون با دستت برخورد کنه، احترام میزارن
اینا با ما کاری ندارن
بلکه تکلیفشون با خودشون مشخص نیست!
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
والان، این روزا در حال یادگرفتن اینم که از چیزای کوچیک، شختیای موقتی، ناراحت نباشم.
فکر میکنم اگه قدری خنثی تر زندگی کنم، بهتره. راحتترم. پر رنگ نکردن بعضی مسائل توی زندگی آدم، کار منطقی ای میتونه باشه، اینکه تحت هیچ شرایطی عقلت رو با احساس جایگزین نکنی.
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
توی وبلاگ عاشق میشدن، خرابکاری میکردن، متنفر میشدن، حال همو میپرسیدن، از همدیگه خبر میگرفتن و چت میکردنو کللللللی کارایی دیگه.
الان دیگه تقریبا ازاین چیزا خبری نیست
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
چقدر راست میگه، چقدر باهاش آرامش میگیرم.
زندگی با تمام سختیاش میگذره، روزای سخت میرن، روزای خوب جاشو پر میکنن، منتظر روزای خوبم.
هیچوقت سعی نکردم مثل کسی زندگی کنم، زندگی من همیشه خودش بوده، با قوانین خاص خودش، با اتفاقای خاص خودش...
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
مگه اینکه خودش بهم ثابت کنه در موردش اشتباه میکردم.
از کسی هم بدم نمیاد،
مگه اینکه خودش اصرار داشته باشه که، آهای تو، منو دوس نداشته باش.
بعد که خودش یا خودشون، همه جوره، تلاششونو کردن که نظرمو نسبت به خودشون تغییر بدن، شاکی میشن که فلانی(من) چرا اینجوری شده؟!!
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
فکرم بی تو داغون و خسته ست، کاش بره از یادم اون صداتو
.
.
.
نمیتونی منکرش بشی که برات مهمم...
نمیتونی پنهون کنی توجهت رو به من...
حتی اگه ازت دور باشم
حتی اگه نباشم
حتی اگه باشم ولی باتو نباشم
حتی اگه...
نمیدونم اصن...
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس
برچسب:
نویسنده: هیراد شمس